قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3578

تاريخ الفي ( فارسى )

متوجّه نمىشد ، تا آنكه بازگشته باز به اخلاط آمدند و قلعهء ارجيش « 1 » را خراب كرده متوجّه قلاع ديگر ولايت اخلاط شدند . و در اين وقت صاحب اخلاط لشكر خود جمع كرده كس پيش صاحب ارزن [ الروم ] « 2 » فرستاد و از وى نيز امداد خواست . صاحب ارزن الروم تمام سپاه خود را به مدد او فرستاد . پس ، صاحب اخلاط با لشكرى بسيار به دفع ايشان قيام نمود . بعد از كارزار بسيار نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم اهل اسلام وزيد و زكرى ، سردار گرجيان ، در آن معركه به قتل رسيد و چندان غنايم به دست اهل اسلام افتاد كه زياده بر آن متصوّر نبود . اكثر گرجيان در معركه كشته شدند و بقيّة السّيف از معركه گريختند . چون بلاد ايشان دور بود ، اكثرى در راه كشته شدند . از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء قتادهء حسنى ، امير مكّه ، و سالم بن قاسم الحسينى ، امير مدينه ، محاربه واقع شد ، و قتاده بر سر سالم به مدينه رفت و او را در مدينه محاصره نمود ، و سالم بعد از تأمّل و انديشهء بسيار به اندرون روضهء مطهره رفته دو ركعت نماز گزارده تضرّع و زارى بسيار نمود ، و بعد از آن از روى استظهار و اميدوارى تمام آمده با قتاده جنگ كرد . و قتاده طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد ، و سالم او را تعاقب نمود تا به مكّه آمد و او را در مكّه محاصره كرد . آخر الأمر ، قتاده در مقام حيله و مكر درآمده كس پيش امراى سالم فرستاده ايشان را به فريب و خدعه از سالم روىگردان نمود و با خود هم‌سوگند گردانيد . و چون سالم بن قاسم بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، با جمعى از خواص خود برگشته روى به مدينهء طيّبه نهاد و به سلامت به آنجا رسيد . و در ماه شعبان اين سال امير زنگى بن مسعود « 3 » ، كه از امراى بزرگ سلاطين غوريه بود ، از خراسان لشكر بسيار برداشته متوجّه مرو شد كه خوارزمشاهيه داشتند . در اين وقت حاكم مرو از قبل خوارزمشاه ، امير جقر بود . و چون او خبر توجّه [ 200 ب ] امير زنگى شنيد او نيز در مقام استعداد سپاه شده از مرو بيرون آمد و پاره‌اى از لشكر خود را در موضعى به كمين نگاه داشت و خود با جمعى قليل به مقابل امير زنگى درآمده شروع در جنگ كرد . و چون سپاه غوريان بسيار بودند جقر بيك جنگ در گريز كرد تا آنكه غوريان از كمينگاه گذشته و امير جقر را تعاقب كردند . ناگاه آن جماعت مستعد از كمينگاه برآمده بر ايشان زدند و اكثر ايشان را به قتل رسانيدند و امير زنگى را به دست آورده به گرسنگى كشتند و سر او را به دروازهء مرو آويختند .

--> ( 1 ) . شهرى قديم در نواحى ارمينيه در نزديكى اخلاط . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى 3 ، صفحهء 3126 كتاب . ( 3 ) . متن : امير سعدى بن مسعود .